به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست                                    عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

انجمن شاعران مرده

Dead Poets Society

 

 

و ...

می مانیم

و می خوانیم

سرود عشق و

 شادی را

***

هنوز هم

 ... شاید

 

انجمن شاعران مرده

احمد شاملو

فروغ فرخزاد

فرهاد

علی حاتمی

حمید مصدق

مهدی اخوان ثالث

امیر هوشنگ ابتهاج

فریدون مشیری

نیما یوشیج

پروین اعتصامی

پابلو نرودا

فدریکو گارسیا لورکا

تختی

دکتر محمد مصدق

پرویز شاپور

حسین منزوی

صادق هدایت

سیاوش کسرایی

صمد بهرنگی

غلامحسین بنان

ناظم حکمت

دکتر علی شریعتی

سهراب سپهری

شهریار

 

 

دوشنبه ٢٦ اردیبهشت ،۱۳۸٤

دوستان شرح پريشاني من گوش كنيد


اين شعر وحشي بافقي از زيباترين شعراييه که به عمرم خونده ام..... فقط کافيه يه بار تو عمرت دلت لرزيده باشه ... وقتی شرح پريشانی ميگه و ۳ بيت آخر.....۳ بيت آخر که يعنی تقديس عشق....يعنی حکايت عمر آدمی و يک نفس و يک هم نفس ....كامل‌ترين نسخه اين شعر را پيدا کردم..... شاهکاره....نميدونم چرا اينجا مي نويسمش.... اما خب آدما بعضی اوقات حال خاصی دارن....... گفتن از کدامين درد....نميدونم ....شعر خوندنی تره تا اين اراجيفی که ميخام سر هم کنم تا يکی حرفمو بفهمه.....شعرو بفهمه انگار حرفمو فهميده... ..... فقط کافيه يه بار تو عمرش دلش لرزيده باشه و .....



دوستان شرح پريشاني من گوش كنيد
داستان غم پنهاني من گوش كنيد
قصه بي سر و ساماني من گوش كنيد
گفت و گوي من و حيراني من گوش كنيد
شرح اين آتش جان سوز نگفتن تا كي؟
سوختم سوختم اين راز نهفتن تا كي؟

روزگاري من و او ساكن كويي بوديم
ساكن كوي بت عربده جويي بوديم
عقل و دين باخته ديوانه رويي بوديم
بسته سلسله سلسله مويي بوديم
كس در آن سلسله غير از من و دل بند نبود
يك گرفتار از اين جمله كه هستند نبود


نرگس غمزه زنش اينهمه بيمار نداشت
سنبل پر شكنش هيچ گرفتار نداشت
اينهمه مشتري و گرمي بازار نداشت
يوسفي بود ولي هيچ خريدار نداشت
اول آنكس كه خريدار شدش من بودم
باعث گرمي بازار شدش من بودم



عشق من شد سبب خوبي و رعنايي او
داد رسوايي من شهرت زيبايي او
بسكه دادم همه جا شرح دلارايي او
شهر پر گشت ز غوغاي تماشايي او
اين زمان عاشق سرگشته فراوان دارد
كي سر برگ من بي سروسامان دارد



چاره اينست و ندارم به از اين راي دگر
كه دهم جاي دگر دل به دل آراي دگر
چشم خود فرش كنم زير كف پاي دگر
بر كف پاي دگر بوسه زنم جاي دگر
بعد از اين راي من اينست و همين خواهد بود
من بر اين هستم و البته چنين خواهد بود



پيش او يار نو و يار كهن هردو يكي ست
حرمت مدعي و حرمت من هردو يكي سي
قول زاغ و غزل مرغ چمن هردو يكي ست
نغمه بلبل و غوغاي زغن هر دو يكي ست
اين ندانسته كه قدر همه يكسان نبود
زاغ را مرتبه مرغ خوش الحان نبود



چون چنين است پي كار دگر باشم به
چند روزي پي دلدار دگر باشم به
عندليب گل رخسار دگر باشم به
مرغ خوش نغمه گلزار دگر باشم به
نوگلي كو كه شوم بلبل دستان سازش
سازم از تازه جوانان چمن ممتازش



آن كه بر جانم از او دم به دم آزاري هست
ميتوان يافت كه بر دل ز منش ياري هست
از من و بندگي من اگر اشعاري هست
بفروشد كه به هر گوشه خريداري هست
به وفاداري من نيست در اين شهر كسي
بنده اي همچو مرا هست خريدار بسي



مدتي در ره عشق تو دويديم بس است
راه صد باديه درد بريديم بس است
قدم از راه طلب باز كشيديم بس است
اول و آخر اين مرحله ديديم بس است
بعد از اين ما و سر كوي دل آراي دگر
با غزالي به غزلخواني و غوغاي دگر



تو مپندار كه مهر از دل محزون نرود
آتش عشق به جان افتد و بيرون نرود
وين محبت به صد افسانه و افسون نرود
چه گمان غلط است اين برود چون نرود
چند كس از تو و ياران تو آزرده شود
دوزخ از سردي اين طايفه افسرده شود



اي پسر چند به كام دگرانت بينم
سرخوش و مست ز جام دگرانت بينم
مايه عيش مدام دگرانت بينم
ساقي مجلس عام دگرانت بينم
تو چه داني كه شدي يار چه بي باكي چند
چه هوسها كه ندارند هوسناكي چند



يار اين طايفه خانه برانداز مباش
از تو حيف است به اين طايفه دمساز مباش
ميشوي شهره به اين فرقه هم آواز مباش
غافل از لعب حريفان دغل باز مباش
به كه مشغول به اين شغل نسازي خود را
اين نه كاري ست مبادا كه ببازي خود را



در كمين تو بسي عيب شماران هستند
سينه پر درد ز تو كينه گذاران هستند
داغ بر سينه ز تو سينه فكاران هستند
غرض اينست كه در قصد تو ياران هستند
باش مردانه كه ناگاه قفايي نخوري
واقف كشتي خود باش كه پايي نخوري



گرچه از خاطر وحشي هوس روي تو رفت
وز دلش آرزوي قامت دلجوي تو رفت
شد دل آزرده و آزرده دل از كوي تو رفت
با دل پر گله از ناخوشي خوي تو رفت
حاش لله كه وفاي تو فراموش كند
سخن مصلحت آميز كسان گوش كند

نگارش توسط او که تاکنون شاعر سروده های خویش را نمی شناخت



عناوین مطالب وبلاگ

دوستان شرح پريشاني من گوش كنيد :: دوشنبه ٢٦ اردیبهشت ،۱۳۸٤





 


E-mail

با کلیک بر روی این لینک می توانید با من چت کنید

گل گلدون

Free Hit Counter
Esteban Guitars

زده ام فالی و فریادرسی می آید

Friends


         
 کرگدن
کلاسور
حالا یه نفس عمیق
هفت فلک
انجمن شعر
آقا طیب
میرزا قلمدون
قاصدک سوخته
زمستان است
نور زمستانی
طلوع نو
گرگ بیابان
تیم ملی ایران
آواز نو 
زمین در خطر است
توسن